چرا تشکل‌ها عضو ندارند؟ ( قسمت اول)

نویسنده : دکتر پورعلیمردان

قسمت اول: مسئله چیست؟ تشکل‌هایی با مأموریت صنفی و اعضای محدود

تشکل‌های صنفی و انجمن‌های حرفه‌ای با هدف نمایندگی منافع جمعی، تقویت جایگاه صنف و ایجاد صدای واحد در تعامل با حاکمیت و سایر ذی‌نفعان شکل می‌گیرند. در حوزه نهادهای تأیید صلاحیت‌شده، این تشکل‌ها می‌بایست نقشی کلیدی در دفاع از کیفیت، استقلال حرفه‌ای و پایداری نظام اعتباربخشی ایفا کنند. با این حال، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که میزان عضویت و مشارکت نهادهای مرتبط در تشکل‌ها، با ظرفیت و انتظار موجود فاصله معناداری دارد.

تصویر کلی مسئله

در سال‌های اخیر، تعداد تشکل‌ها، کانون‌ها و انجمن‌های فعال در حوزه کیفیت، اعتباربخشی و انطباق افزایش یافته است؛ اما این افزایش کمی، لزوماً به افزایش مشارکت صنفی منجر نشده است. بخش قابل‌توجهی از آزمایشگاه‌ها، شرکت‌های بازرسی، کالیبراسیون و صدور گواهی، یا عضو هیچ تشکلی نیستند، یا عضویت آن‌ها صرفاً اسمی و غیر فعال است.

این وضعیت، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند:
چرا تشکل‌هایی که برای دفاع از منافع صنف ایجاد شده‌اند، نتوانسته‌اند بخش بزرگی از همان صنف را با خود همراه کنند؟

تشکل بدون عضو؛ پیامدهای پنهان

ضعف عضوپذیری صرفاً یک مسئله درون‌تشکیلاتی نیست، بلکه پیامدهای گسترده‌تری برای کل نظام کیفیت کشور دارد. تشکلی که اعضای محدودی دارد:

  • در تعامل با نهادهای حاکمیتی، قدرت چانه‌زنی مؤثری ندارد
  • نمی‌تواند نماینده واقعی تنوع دیدگاه‌ها و مشکلات صنف باشد
  • در سیاست‌گذاری‌ها، به‌راحتی نادیده گرفته می‌شود

در چنین شرایطی، تصمیمات کلان بدون مشارکت فعال ذی‌نفعان واقعی اتخاذ می‌شود و فاصله میان مقررات و واقعیت اجرایی افزایش می‌یابد.

فردگرایی صنفی؛ انتخاب یا اجبار؟

یکی از واکنش‌های رایج نهادهای تأیید صلاحیت‌شده در برابر ضعف تشکل‌ها، حرکت به‌سمت تعاملات فردی با نهادهای بالادستی است. بسیاری از مدیران نهادها ترجیح می‌دهند مسائل خود را به‌صورت مستقیم و موردی پیگیری کنند. اگرچه این رویکرد در کوتاه‌مدت ممکن است نتیجه‌بخش به‌نظر برسد، اما در بلندمدت، به تضعیف صدای جمعی صنف و افزایش نابرابری در برخوردها منجر می‌شود.

این فردگرایی، بیش از آنکه یک انتخاب آگاهانه باشد، نتیجه نبود یک تشکل کارآمد و مورد اعتماد است.

شکاف میان مأموریت و ادراک صنف

تشکل‌ها معمولاً در اسناد و اساسنامه‌های خود، مأموریت‌های مهمی همچون دفاع از منافع اعضا، ارتقای کیفیت خدمات، تعامل نهادی و آموزش حرفه‌ای را تعریف می‌کنند. اما آنچه برای اعضای بالقوه اهمیت دارد، خروجی ملموس این مأموریت‌هاست. زمانی که صنف، تفاوت محسوسی میان «عضو بودن» و «عضو نبودن» احساس نکند، انگیزه‌ای برای پیوستن شکل نمی‌گیرد.

این شکاف میان مأموریت تعریف‌شده و ادراک واقعی صنف، یکی از نشانه‌های اصلی ناکامی در عضوپذیری است.

جمع‌بندی قسمت اول

ناکامی تشکل‌های صنفی در جذب نهادهای تأیید صلاحیت‌شده، مسئله‌ای تک‌عاملی نیست. این ناکامی، ترکیبی از ضعف اعتماد، تجربه‌های کم‌اثر، نبود خروجی ملموس و فاصله میان انتظارات صنف و عملکرد تشکل‌هاست. پیش از ارائه راه‌حل، ضروری است این واقعیت به‌صورت شفاف و بدون ملاحظه مورد پذیرش قرار گیرد.

در قسمت‌های بعدی این پرونده، به ریشه‌های بی‌اعتمادی صنفی، مسئله استقلال تشکل‌ها و مسیرهای اصلاح و بازطراحی تشکل‌گرایی در حوزه کیفیت پرداخته خواهد شد.

فهرست مطالب

این مقاله را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه
https://www.icabiran.ir/?p=8111